هفت روز فقط تا ... فقط هفت روز

هفت روز حالا معنی دارد.

هیچ هفته ای روزش مثل حالا از سه شنبه شروع نمیشود ولی حالا برای من....!

وقتی هفته ای پایانش کربلا باشد...

پ.ن : آقایی که تو عکسه داداشمه که چندروز پیش با عیال کربلا بودن. گرافیکش با بنده ست :)

 


برچسب ها : کربلا نامه

خاطراتی از جنس نانو!

بیا بگو خاطراتت از کدام جنس است که انقضا ندارد...

خاطراتت انگار مومیایی شده اند

و خود تو !

تو با تمام نبودنت فرعون امپراطوری خاطرات منی !

 

 


برچسب ها : خاطرات نامه

اعتیاد

قهوه ای چشمانت میشود قهوه توجان

و من معتاد شدم به کافئین های این

هر شب دو فنجان رأس ساعت

آخرش هم که فال ...




برچسب ها : اعتیادنامه, تونامه

دل

دلم که تنگ میشود فوتش میکنم...

قلبم که پر شد بند دلم را گره میزنم فرستادمش به آسمان تا رها شود از این زمین..

تا اینکه....

تو را دیدم و بند دلم پاره شد!

و

شد ماجرای دل میرود ز دستم....

 


برچسب ها : دل نامه

رَج

از تابستان شروع کرده ام به بافتن برایت...
منو این شالگردن هم شده ایم حکایت نوح .ع. کشتی اش!
میخندند به تابستان و بافتن من!
بی خیال آنها رَج بعدی را میزنم... نمیدانند انگار عاشقی فصل شناس نیست...
و من نگران سرمایت در این آفتاب....

 

داستان کوتاه...

معشوقش مُرد
و او کم کم سردو سنگ شد...
اشتباه نکنید او هنوزم عاشق بود...
سنگ شد چون خواست سنگ قبر معشوقش باشد....

وقت اولی ها...

 

+طرح از من

حقش نبود.... پژمرد!

وقتی غمگین باشم میشوم این ....

اینی که سخت شده آمدنش به مجازآباد...

دوستم دارد طعم جدایی را میچشد.... او هم مثل من مریم بود!

چرا هست را به ماضی بود گفتم؟ چون حالا او پژمرده و من باغبانی دارم از جنس عشق....

 

+برای دوستم دعا کنیـــــــــد.....

 


برچسب ها : جدا نامه, مریم نامه

موضوع : دلانه هام , 
یکی هست که؛
میگوید : "خدا نکنه تو سلماز بشی ولی من برات احسانم ... "

...


 

 

تک تک خاطرات گذشته ام روی سطح جاری زمان آمدندو جان دادند....
و من برای تک تکشان یادواره ای ساختم با کاغذ رنگی که روی دامنم شنا کنند.
به جای اینکه خاطراتم در دامن آبی غرق شوند من را غرق میکنند ...
شاید روی آب آمدن هم در کار باشد....!

❄م.ج

من و درونم!

 

 

شب 4ده

همین دیشب بود

که ماه سرخوش بود از مانند تو کامل درخشیدن تو جان ....

just was last night

That moon vas happy due to it was  shined as dear you

 

 

حسودی میکنند ؛

تمام گره های فرش های کاشان به یک گره ابروهایت...

و اگر گره بزنی همین حوالیست که بیشتر حسودی میکنند به گره کور بغض من...

 

با تو واژه های تلخ هم شکرک میبندند...

گوشه نشینی هم زیباست!

وقتی آن کُنج ترین گوشه دل و ذهن تو آرام، آرام گرفته باشم...

من گوشه نشین دل تو باشم کافیست تو جان ...

 

 

خاص

این فلاسفه میگویند معنی عشق پیچیده است....

نمیدانند

عشق فقط در پنج حرف نام تو خلاصه شده تو جان ...

 

نشانه های ....

موضوع : دلانه هام , 
میگوید:

بانو... وقتی نیستی میخواهم باشی

وقتی هستی سکوت دامن گیرم میشود ....

میگویم :

اینها .... نشانه های بدی نیست...

خوب است...

و لبخند

و باز سکوتــمان...

 

 

 

همه چیز از اول دست خودش بوده

همه چیزه همه چیز...

پس چه صیغه ایست این عبارت افوض امری ...؟ میسپارم کارم را....؟!!

ماجرا چیست؟ چرا باید به زبان بیاورم؟

باز هم عاشقی؟

انگار داستان باز همان ماجرای عاشقیست که حضرت معبودت بخواهد که فقط بخواهی ...

که مثلن حتا اگر میدانی همه چیزه همه چیز دست اوست بازهم بگویی :

اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ

+ پ.ن :امام صادق فرمودند :
و در شگفتم از کسی که با او مکر و نیرنگ شده است، چگونه به این سخن خداوند «و اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد» پناه نمی‏جوید؟! زیرا از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس
خداوند او را از بدی‏های نیرنگشان نگاه داشت.» (سوره غافر آیه ۴۴)

 

 

خداحافظی تو زمستان است و سلامت بهار...

موضوع : دلانه هام , 
خداحافظی جان میخواهد که داشته باشی برای دادن ؛

و

اویــت باید باشد تا جانت دهد با سلامی شاید دوباره...





برچسب ها : اونامه, عشق نامه

عذر نامه

موضوع : دلانه هام , 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَکُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ ...

ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگز گروهی ( از مردان شما ) گروه دیگر را مسخره نکند شاید آن گروه ( مسخره شدگان ) بهتر از آنان باشند......


همیشه پدر بزرگوارم به من میگوید بقیه خوشحالی یا ناراحتیشون در کل واکنششون در مقابل اون چیزیه که میگی و انجام میدی نه اون چیزی که تو قلبته...! اونا که از نیت تو خبر ندارن....

استادم هم همیشه میگفت "چَکُّشی" رفتار نکن ...

نیت فقط دل گرفتگی بود با لحن تند ...

مثل همیشه حرفهای استادم رو بی چون و چرا قبول کردم

ولی

دل گرفتگیش دست خداست باز شدنش همینجور...

بانو؟ مسخره کردن؟ به یه بزرگتر ؟! نـــه..!

قسم که من واقعن هنوز دغدغه نگرانی دارم برای سفر کرده ات ....

عذر... حلالیت...

یا علی مدد




خوشبحال صبوراش...

خدا همراه هرکسی نمیشود

صابران پس هرکسی نیستند

که خدا با آنهاست

کاش

کمی خدا با من بود

یعنی کاش کاری میکردم که خدا کمی با من میماند...

کاش مثلن کمی صبر....

زبان بسته

ماهی را پرت کن آنور ساحل ...

حالا به او بگو صبر کند!

های مَردُم ذاتِ من برای صبر ساخته نشده ....

منه زبان بسته زبان نَفَهمَم....




برچسب ها : صبیرنامه, تونامه