X
تبلیغات
.
.

 

 
       

 

 

 

 

 
 

سلام
ممنون که الان اینجایید
خوش اومدید
همه دلنوشته ها و کارهای گرافیکی مال نویسنده این وبلاگ یعنی من هست!
مگر اینکه ذکر بشه که نیست .
تقلب ممنوع!

نظراتون برام با ارزشه اما لطفن سعی نکنید نظراتتون رو تحمیل کنید که بی فایدست.

راستی ممنون نگاهتون میشم دنبال سوم شخص مفرد برای من نباشید.

و اینکه:

من مخاطب خاصی ندارم!
خواهشمندم درک کنید!
...
یا علی

---------------------------------------------

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود!

ز دام خال سیاهش کسی رها نشود...

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار...

به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود...

جواب ناله ی ما را نمیدهد دلبر...

خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود...

شنیده ام که ازین حرف یار خسته شده...

خدا کند که به اخراج ما رضا نشود...

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست...

خدا کند که مریضی من دوا نشود...

---------------------------------------------

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

"فاضل نظری"

ایمیل مدیر :

 

 

 
 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

كد ماوس


Up Page
MeLoDiC

 


 
 
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ دوشنبه سی ام مرداد 1391  
 

 این شعر از من نیست از روشنای منه :

کجای این بارانی بانو؟
من که زیر بارون رویایت را بغل کردم که خیس نشوی
خدا به جای تمام نداشته هایم تو را داده به من
و من میانه ی این پیری زود رس
میانه ی این همه غم ناروا
یادت آرامم میکند
دارم شبیه تو میشوم انگار
صبوریم کم شده اما قوی تر شده ام
دشمنانم بزرگ تر شده اند
و خودم به ندیدن آنها عادت کرده ام
بانو میبینی با همه ی اتفاقات میخندم
و
امیدوارم به نگاه تو
مگر میشود دست مرا رها کنی؟
حتی رویایت هم برای نجاتم کافیست
لبخند بزن
که اشهد ان یاد تو آرامش است
و
اشهد ان بی تو حرام
حالا روزهای آینده خوب باشد یا بد
فرقی نمیکند
من اختیار خودم را تسلیم عشق کرده ام ...

 



 
 
 




 
 
کـــــــــــــــــــــــولاکـــــــ .....
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391  
 
روشنای من ؛

در این فصـــــــل داغ ..

زیر پتو میروم ؛

یاد نگـــــــــــاه سردت باز کولاک به پا کرده است ...

 

 



:: برچسب‌ها: تب نگاهت
 
 
 




 
 
درو نبند خدایا ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  
 
دل میگیره این شبا

خداحافظی با خدا !

فکر کن هر دری بسته بشه بشه اما درای آسمون....!

وای ... وای ...

های .. های ...

 

 



 
 
 




 
 
کم و زیاد ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ جمعه بیست و هفتم مرداد 1391  
 
نیمکت ها در این شهر زیاد اســـت ...

محبت برای نشستن در کنارهم ها کم است ....



 
 
 




 
 
تابستانی من گرمایت نگاهت را نگیر....نگیر..
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391  
 
گفته بودی ســــــردم ...

آره قندیل بستـــــــم ...

 گرمای نگاتو دادی...

اشکامــــو تحویل دادم ...



 
 
 




 
 
باران جان
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391  
 
 

باران جان ؛

شده ام مثل تو...

برای اشک ریختنم دعا میکنند ....!

 

 

 

 

 

 

 



:: برچسب‌ها: باران نامه
 
 
 




 
 
این روزهــــــــــــــــــا
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391  
 
امشب پدر بزرگم گفت :

دستت رو زیر چانه ات نذار قدیمیا گفتن غم میاره !!

لبخندی زدم و نگاهش را با نگاهم بوسه زدم...

در دلم گفتمِ ؛

این روزها بگو چه چیزی غم نمی آورد ...

خوشبحال قدیمیها که فقط با دست زیر چانه گذاشتن غم برایشان می آمد (!)

 

 

 



:: برچسب‌ها: غم, این روزها
 
 
 




 
 
نور علـــــی نور
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391  
 
 

بخند روشنای من ...

بخند که خنده تو

روشنایی بر روشناییست ..

همان نور علـــــی نور خودمان!

در شعر شاعر دست میبرم و میگویم :

تا تو خندان میشوی بدر چهارده پدیدار میشود ...

ای به فدای خنده ات

پس حال من چه میشود؟؟!



:: برچسب‌ها: نور علی نور, خنده نور
 
 
 




 
 
سوال
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391  
 
 

روشنای من ؛

نمی دانم تو دریا شدی یا من ساحل

که هر زمان نزدیکم میشوی چشمانم خیس میشوند...

یا

تو ساحل و من دریا که حتی ؛

طاقت ماندن رد پایی روی دلت را ندارم !

کدام ؟؟!

 
 
 




 
 
سلام ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391  
 

صبح به صبح پنجره سجاده ام را باز میکنم ..

اگر نیایی..

با اشک و دعــــا ..

گله ام از تو را ..

میسپارم به خدا !

چه تهدید کردم !

دم یاد تو ، این صبح هم گرم !

که به لبهای خم شده ام از سر بغض

عصایی داد به وسعت یک جمله :

اللهم صل علی محمد و آل  محمد ..

چه آســــــــان باختم باز!

و به توئه نیامده باز سلام کردم !



 
 
 




 
 
ما ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391  
 
روشنای من ؛

امشب ما برای اولین بار کاملـــــــــــــــــــن شبیه هم شدیم ...

امشب حضرت معبود منو تو را باهم بخشید و با من آشتـــــــی کــــــــرد ...

ما امشب پاک شدیــــــــــم

پاکه پــــــــــــــــاک !

مثــــــــــــــل هـــــــم روشنای من ...



 
 
 




 
 
وصال ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ شنبه بیست و یکم مرداد 1391  
 

کودکان کوفه بی پدرند امشب ولی...

چه وصالیست وصال امشب بانو (س) با علی (ع) ...

 

 



 
 
 




 
 
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ جمعه بیستم مرداد 1391  
 
 

من تاریکم..

به عمق چاه در دل زمین !

و تو در عمق آسمان ماه من!

بین منو تو فاصله ای نیست

فاصله ما فقط به اندازه اشکی است پاک در دل این چاه ..

تصویر تو همیشه شفاف و زلال در دل من جا دارد ...



 
 
 




 
 
به بهانه شب قدر...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391  
 
 

به تسبیحم چنگ میزنم و دخیل میبندم ؛

دانه هایش با بند بند وجودم یکی شده اند به یاد تو معبود ...

امشب به قدر و اندازه واقعی من نگاه نکن ...

رحم کن ...

 



 
 
 




 
 
قدر میشناسمت این شب ....
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ سه شنبه هفدهم مرداد 1391  
 

من که قدر نشناسی کرده ام همیشه....

های...

های..

که تو مولا اما در این سه شب به فکر قدرشناسی برای یکسال بندگانت هستی ...

 

 



 
 
 




 
 
دست دلم به ابن زندگی نمیرود ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ سه شنبه هفدهم مرداد 1391  
 

روشنای من ؛

فقط صندلی ات را در خانه دست نخورده نگه نداشته ام ;

باور کن ..

همه ی این خانه خراب شده بی تو

دست زندگی به آن نخورده است !

 

 



 
 
 




 
 
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391  
 

کودکی میخواهم ...

با تمام رنگاهایش..

مخصوصن رنگ سفید ...



 
 
 




 
 
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391  
 

از دوریت به پوچی میرسم ..

به مستی میرسم ..

پیمانه وجودم لبریز از تو میشود ؛

وقتی یاد چشمانت را باده باده در جانم میریزی!

حرف هایم ، کلماتم در گیر هست و نیست تو میشوند

چه میگویم ؟؟؟

 مگر کلمات هم مست میشوند که این گونه بی قرار به نثر در آوردن

تو

هستند!؟

انگار... انگار دوباره پر شده ام از تو شراب طهور من !

 
 
 




 
 
صبر ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391  
 
 

نه دستانت

و نه  نگاهت ؛

من غصه نبود چیزهایی که نداشته ام را نمیخورم !

من غصه دار نداشتن صبر بی تو بودنم !

 حالا بدان باشی یا نباشی من همیشه
غصه دارم!



 
 
 




 
 
یا کریم ...
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ شنبه چهاردهم مرداد 1391  
 
من میدانم ؛ 

مولا خداوند به برکت میلاد تو این ماه را مهمانی گرفته است ...

امشب میلاد کریم این عالم

مبارک من

و

 مبارک تو ...



 
 
 




 
 
حتـــــا تو ..
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ جمعه سیزدهم مرداد 1391  
 

همه باران را دوست دارن حتــــــــــــــا تو!

همعه ستاره ، گل  و عشــــــــــــــق را دوس دارند...

حتــــا تو !

میدانی همه ؛ همه چیزهای زیبا را دوست دارند حتا تو!

نه ....

دیگر اینبار به خودت هم اجاره نمی دهم خودت را دوســت داشته باشی ...

حتا تو !



 
 
 




 
 
معنی وجود
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391  
 
 

حضرت معبود ...

نگاهم کن ؛

چشمانت را نبند و بی وجودم نکن!

وجود من فقط با نگاه زیبای تو در این جهان مصور میشوند !

چشمانت را نبند....



 
 
 




 
 
لحظه به لحظه
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ چهارشنبه یازدهم مرداد 1391  
 
 

میگویند وقتی انسان غمگین میشود یاد خداوند میکند...

حالا میفهمم چرا این همه عاشقانه

لحظه به لحظه

او را حس میکنم !



 
 
 




 
 
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ جمعه ششم مرداد 1391  
 
ماه من ..

چند روزیست گل های آفتابگردان باغچه یمان سربزیرند روزها...

و شبها شاداب...

آنها هم عاشق تو شده اند..!



 
 
 




 
 
امتحان ترم (!)
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ پنجشنبه پنجم مرداد 1391  
 
سلام

این اولین حرف مستقیمه

نمیدونم کی میاد و میخونه

دعا کنید برای دلم که داره امتحان میشه

امتحانای خدا تو فصل های امتحانیش سخت تر از میان ترمشه! الانم ماه مبارکه و .....

فقط دعا کنید

یا علی



 
 
 




 
 
روزه من ..!
 

  خط خطی شده به دستای مریم بانو در تاریخ پنجشنبه پنجم مرداد 1391  
 
دلم تنگ میشود

چشمهایم باران میخواهد

خدایا فروبردن این همه بغض ...

روزه ها را باطل نمیکند ؟؟!؟

 

(این متن از من نبود از یک عزیز بود... )



 
 
 




 
 
مطالب پیشین
 

     
 
 



 
 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by banoo-havva
Design By : wWw.Theme-Designer.Com